چیزی که میخواستید پیدا نشد. از جستجو کمک بگیرید.
کوس

کوس یا کوست یکی از سازهای بزرگ نظامی قدیم ایران بودهاست. کلمه کوس به معنی فرو کوفتن است و در زبان فارسی به صورت مصدر هم بکار برده شده است؛ کوستن به معنی کوفتن و زدن است. کوس را همان دهل و طبل و نقاره بزرگ تعریف کردهاند اما تفاوت کوس با دیگر سازهای ضربی این است که بدنه آن به شکل کاسه یا نیم کاسه بودهاست؛ همچنین بر خلاف دیگر سازها، فقط یک طرف آن را پوست میکشیدند.
این آلت ضربی عظیم را معمولاً روی شتر یا فیل میبستند و مینواختند. کوس بزرگترین ساز از خانواده آلات موسیقی کوبهای است. این ساز از کاسهای بزرگ از روی و مس و به ندرت چوب تشکیل میشود که بر دهانه آن پوست خام گاومیش یا گاو کشیده شده است.

جنس کاسه کوسمیتواند متفاوت باشد. اگر کاسه آن را از روی بسازند، آن را کوس رویین مینامند؛ و اگر کاسه را از طلا بسازند به آن کوس زرین میگویند. موس زرین صرفا در دربار شاهان نواخته میشد. در میان آلات موسیقی رزمی این ساز اعتبار و حرمت بیشتری داشته و هر فرمانده یا امیری بیاجازه حق داشتن کوس و نواختن آن را در محیط فرماندهی یا سراپرده خویشتن نداشته است.

ابیات حافظ که در آن کوس به کار رفته است:
غزل شماره 236
کوس نو دولتی از بام سعادت بزنم // گر ببینم که مه نوسفرم بازآید
غزل شماره 373
کوس ناموس تو بر کنگره عرش زنیم // علم عشق تو بر بام سماوات بریم
قصیده در مدح شاه شجاع
در دشت روم خیمه زدی و غریو کوس // از دشت روم رفت به صحرای سیستان