چیزی که میخواستید پیدا نشد. از جستجو کمک بگیرید.
بَربَط ( رود )

بربط که برخی آن را بربت نوشتهاند و با نام رود هم شناخته میشود ، سازی ایرانی است با کاسهای بزرگ و دستهای متوسط است. بربط از رده سازهای زهی زخمهای است که شباهت بسیار زیادی به عود دارد و برخی این دو ساز را یکی میدانند حال آنکه بربط سازی ایرانی است اما عود ساز عربی است.
تفاوت دیگر در ظاهر این دو ساز است؛ کاسه بربط در مقایسه با عود کوچکتر و دستهاش بلندتر است؛ همچنین صدای این دو ساز تفاوت دارد. پیشینه ساز بربت یا همان بربط به دوران پادشاهی خسرو پرویز بازمیگردد. برخی گمان دارند که که نام بربط را از نام باربد، خنیاگر چیرهدست دربار خسرو گرفتهاند.
در بسیاری از ظروف قدیمی و یا نگارهها، نقش ساز بربت به نمایش درآمده و اکثر این تصاویر، مربوط به مجالس بزم و شادی و خوشباشی است. همین نشان دهنده اهمیت والای این ساز در فرهنگ ایرانی است.

در دورهای، کاربرد ساز بربط بسیار کم شد تا جایی که از گستره موسیقی ایرانی کنار گذاشته شد؛ اما در قرن اخیر به همت برخی بزرگان موسیقی، دوباره به ساختار موسیقی ایرانی بازگشت و جز جدایی ناپذیر آن شد.
از نوازندگان چیره دست ساز بربط میتوان به افراد زیر اشاره کرد:
ارسلان کامکار

حسین بهروزی نیا

نگار پویان

ابیات حافط که نام بربط و رود در آن ذکر شده است:
غزل شماره 137
بدان سان سوخت چون شمعم که بر من // صراحی گریه و بربط فغان کرد
غزل شماره 256
معاشری خوش و رودی بساز میخواهم // که درد خویش بگویم به ناله بم و زیر
غزل شماره 276
کیست حافظ تا ننوشد باده بیآواز رود // عاشق مسکین چرا چندین تجمل بایدش
غزل شماره 286
وان گهم در داد جامی کز فروغش بر فلک // زهره در رقص آمد و بربط زنان میگفت نوش
غزل شماره 350
ز باده خوردن پنهان ملول شد حافظ // به بانگ بربط و نی، رازش آشکاره کنم
غزل شماره 351
مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم // در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم
غزل شماره 360
تا بگویم که چه کشفم شد از این سیر و سلوک // به در صومعه با بربط و پیمانه روم
غزل شماره 386
بیا وز غبن این سالوسیان بین // صراحی خوندل و بربط خروشان
غزل شماره 404
دل بدان رود گرامی چه کنم گر ندهم؟ // مادر دهر ندارد پسری بهتر از این
ساقی نامه
که «حافظ» چو مستانه سازد سرود، // ز چرخش دهد زهره آواز رود
مغنی کجایی؟ به گلبانگ رود // به یاد آور آن خسروانیسرود
مغنی بزن، آن نوآیینسرود // بگو با حریفان به آواز رود
مغنی نوایی به گلبانگ رود // بگوی و بزن خسروانی سرود
رباعی شماره39
با شاهد شوخ شنگ و با بربط و نی // کنجی و فراغتی و یک شیشه می
چون گرم شود ز باده ما را رگ و پی // منت نبریم یک جو از حاتم طی