چیزی که میخواستید پیدا نشد. از جستجو کمک بگیرید.
چنگ

چنگ، گونهای ساز زهی باستانی است که از مشهورترین سازهای ایران باستان بهشمار میآمده است. در ادبیات فارسی و اشعار شعرای کلاسیک، بارها از نام ساز چنگ استفاده شده است و بسامد استفاده آن در اشعار بسیار بالاست.
در بسیاری از آثار کشف شده در جایجای ایران، شواهدی از ساز چنگ مشاهده شده است که این بیانگر ارزش و جایگاه بالای ساز چنگ در بین اقوام ایرانی است. ساز چنگ امروزه در اروپا به نام هارپ شناخنه میشود و متاسفانه در ایران، محبوبیت چندانی ندارد.
جنس تارهای چنگ از ابریشم، موی اسب و یا فلز بوده است.
در تصویر زیر اجزای تشکیل دهنده چنگ معرفی شدهاند:

ابیاتی از حافظ که در آنها از چنگ استفاده شده است:
غزل شماره 29
در کنج دماغم مطلب جای نصیحت // کاین گوشه پر از زمزمه چنگ و رباب است
غزل شماره 41
اگر چه باده فرح بخش و باد گلبیز است // به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است
غزل شماره 46
گوشم همه بر قول نی و نغمه چنگ است // چشمم همه بر لعل لب و گردش جام است
غزل شماره 53
گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک // نوای من به سحر آه عذرخواه من است
غزل شماره 101
قدح مگیر چو حافظ مگر به ناله چنگ // که بستهاند بر ابریشم طرب دل شاد
غزل شماره 126
چنگ خمیدهقامت میخواندت به عشرت // بشنو که پند پیران هیچت زیان ندارد
غزل شماره 158
من که شبها ره تقوا زدهام با دف و چنگ // این زمان سر به ره آرم چه حکایت باشد؟
غزل شماره 200
دانی که چنگ و عود چه تقریر میکنند؟ // پنهان خورید باده که تعزیر میکنند
غزل شماره 202
گیسوی چنگ ببرید به مرگ می ناب // تا حریفان همه خون از مژهها بگشایند
غزل شماره 219
بنوش جام صبوحی به ناله دف و چنگ // ببوس غبغب ساقی به نغمه نی و عود
به دور گل منشین بی شراب و شاهد و چنگ // که همچو روز بقا هفتهای بود معدود
غزل شماره 236
مانعش غلغل چنگ است و شکرخواب صبوح // ور نه گر بشنود آه سحرم بازآید
غزل شماره 238
نبود چنگ و رباب و نبید و عود، که بود // گل وجود من آغشته گلاب و نبید
غزل شماره 241
به وقت سرخوشی از آه و ناله عشاق // به صوت و نغمه چنگ و چغانه یاد آرید
غزل شماره 243
ما می به بانگ چنگ نه امروز میکشیم // بس دور شد که گنبد چرخ این صدا شنید
غزل شماره 244
رباب و چنگ به بانگ بلند میگویند // « که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید »
غزل شماره 254
می خور به بانگ چنگ و مخور غصه ور کسی // گوید تو را که باده مخور گو هُوَالْغَفُور
غزل شماره 257
چنگ بنواز و بساز ار نبود عود چه باک؟ // آتشم عشق و دلم عود و تنم مجمر گیر
غزل شماره 262
بس که در پرده چنگ گفت سخن // ببرش موی تا نموید باز
غزل شماره 275
طامات و شطح در ره آهنگ چنگ نه // تسبیح و طیلسان به می و میگسار بخش
غزل شماره 283
به صوت چنگ بگوییم آن حکایتها // که از نهفتن آن دیگ سینه میزد جوش
غزل شماره 286
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام // نی گرت زخمی رسد، آیی چو چنگ اندر خروش
غزل شماره 292
ببین که رقص کنان میرود به ناله چنگ // کسی که رخصه نفرمودی استماع سماع
غزل شماره 293
چنگ در غلغله آید که کجا شد منکر؟ // جام در قهقهه آید که کجا شد مناع؟
غزل شماره 296
من به خیال زاهدی، گوشهنشین و طرفه آنک // مغبچهای ز هر طرف، میزندم به چنگ و دف
غزل شماره 320
چشمم به روی ساقی و گوشم به قول چنگ // فالی به چشم و گوش در این باب میزدم
غزل شماره 333
ز چنگ زهره شنیدم که صبحدم میگفت // «غلام حافظ خوشلهجه خوشآوازم»
غزل شماره 335
همچو چنگ ار به کناری ندهی کامِ دلم // از لب خویش چو نی یک نفسی بنوازم
غزل شماره 348
جرعه جام بر این تخت روان افشانم // غلغل چنگ در این گنبد مینا فکنم
غزل شماره 351
مطرب کجاست تا همه محصول زهد و علم // در کار چنگ و بربط و آواز نی کنم
غزل شماره 373
تا همه خلوتیان جام صبوحی گیرند // چنگ صبحی به در پیر مناجات بریم
غزل شماره 384
ای نور چشم مستان در عین انتظارم // چنگی حزین و جامی بنواز یا بگردان
غزل شماره 391
بردم از ره دل حافظ به دف و چنگ و غزل // تا جزای من بدنام چه خواهد بودن
غزل شماره 398
برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند // ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن
غزل شماره 428
سحرگاهان که مخمور شبانه // گرفتم باده با چنگ و چغانه
غزل شماره 456
چنگ در پرده همین میدهدت پند ولی // وعظت آن گاه کند سود که قابل باشی
غزل شماره 460
جوانی باز میآرد به یادم // سماع چنگ و دست افشان ساقی
غزل شماره 466
من حالت زاهد را با خلق نخواهم گفت // این قصه اگر گویم با چنگ و رباب اولی
غزل شماره 479
می ده که سر به گوش من آورد چنگ و گفت // «خوش بگذران و بشنو از این پیر منحنی»
ساقی نامه
چنان برکش آواز خنیاگری // که ناهید چنگی به رقص آوری
مغنی دف و چنگ را ساز ده // به آیین خوش، نغمه آواز ده
قصیده در مدح شاه شیخ ابواسحاق
نوای چنگ بدانسان زند صلای صبوح // که پیر صومعه راه در مغان گیرد
قطعه شماره 26
ساز چنگ، آهنگ عشرت، صحن مجلس، جای رقص // خال جانان، دانه دل، زلف ساقی، دام راه
باید توجه کنیم که همه «چنگ»هایی که در دیوان خواجه آمده است، در معنای ساز نیست و گاهی نیز «چنگ» به معنای «دست» به کار رفته است؛ برای نمونه به دو بیت زیر توجه کنید:
تو نیز باده به چنگ آر و راه صحرا گیر // که مرغ نغمهسرا ساز خوشنوا آورد
بزن در پرده چنگ ای ماه مطرب! // رگش بخراش تا بخروشم از وی
در هر دو بیت فوق، چنگ در معنای دست آورده شده است.